عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

190

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

برأ اللَّه الخلق و يبرأ منهم برأ - ميگويد - كه راه شما آنست كه توبه كنيد از معصيت ، بطاعت بازگرديد و از كرده پشيمان شويد ، و از آفريدگار عذرى بازخواهيد . گفتند - يا موسى به مجرد عذر كار ما راست شود يا نه ؟ موسى گفت - نه كه شما مرتدّ گشتيد بدانك گوساله را معبود گرفتيد و حكم مرتد قتل است : فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ - معنى نه آنست كه خود را بدست خويش بكشيد بل كه ميگويد يكديگر بكشيد - هذا كقوله تعالى وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ اى لا يقتل بعضكم بعضا ، و كقوله ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ - اى نظراءكم فى الدين . گفته‌اند ظلمتى و تاريكى دريشان پيچيد چنانك يكديگر را نمىديدند و نمىشناختند و هر يكى را تيغى در دست نهادند و فرمان آمد كه يكديگر را بكشيد . ابن عباس گفت - موسى ايشان را گفت توبهء شما آن گه بپذيرد كه ايشان كه عبادت گوساله نكرده‌اند شما را ميكشند و شما صبر ميكنيد در پس زانو نشسته كه هيچ باز نكوشيد و ننگريد - گفتند همه صبر كنيم چنانك فرمانست . پس هارون بيامد و با وى دوازده هزار مرد بود كه گوساله پرستى نكرده بودند و منادى ندا كرد . « الا انّ هؤلاء اخوانكم قد اتوكم شاهرى السيوف ، فاتقوا اللَّه و اصبروا فلعن اللَّه رجلا حلّ حياته او قام من مجلسه ، او مدّ طرفه اليهم او اتّقاهم بيد او رجل ، فيقولون آمين فيقتلون الى المساء . موسى كه آن قتل فراوان ديد بگريست و زارى در گرفت ، « يا رب هلكت بنو اسرائيل » فرزندان يعقوب بسيار هلاك شدند ، بقيتى بگذار . رب العالمين دعاء موسى اجابت كرد و فرمان داد تا از قتل باز ايستادند و هفتاد هزار كشته بودند موسى دلتنگ شد به آن حال كه برفت ، رب العالمين وحى فرستاد به موسى كه . « اما يرضيك انى ادخل القاتل و المقتول الجنّة ، فكان من قتل منهم شهيدا و من بقى منهم مكفّرا عنه ذنوبه » - اللَّه تعالى موسى را خشنود كرد به آنك كشتگان را شهيد كرد و باقى كه زنده مانده بودند عفو كرد . اينست كه رب العزة گفت فَتابَ عَلَيْكُمْ - اى فعلتم ما امرتم به فتاب عليكم و تجاوز عنكم . إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ - يعود الى العبد بالطافه و بتيسيره التوبة له